* یک اتفاق جدید
* چند تا کار قدیمی از خودم
* یک غزل از فهیمه محمودی
* یک ترانه از منصوره لمسو
* یک غزل از سعید شجاعی
* جواب یک نامه
* خبر هایی از شعر ، موسیقی و فیلم مازندران
" آدم برفی "
|
* خدای من مرسی ...
* یک اتفاق جدید * چند تا کار قدیمی از خودم * یک غزل از فهیمه محمودی * یک ترانه از منصوره لمسو * یک غزل از سعید شجاعی * جواب یک نامه * خبر هایی از شعر ، موسیقی و فیلم مازندران " آدم برفی " + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
1:45 |
خدای من مرسی ! فهیمه حالش خوب است
خواهر خوبم امروز به روز شد ... بانو هزار سال به روز باشی !... + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
1:37 |
دوستای خوبم ، ایمیل هاتون ... تماسهای تلفنی و نقدای حضوری شما
فضای جدیدی رو پیش روم قرار داد که انشاء الله قواره ی وبلاگ رو در آینده ای نزدیک بصورت یک فضای کنفرانس تغییر بدم ، تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید ... یک ضرب المثل چینی در این باره میگه : یا مکن با فیلبانان مشورت یا بنا کن خانه ای فیل توش برد ... " آدم برفی "
+ نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
1:33 |
خاک من
همین زنهای یک خرده دهاتی همین مردای end عشق لاتی همین مردم که می گفتی غریبن همون یک عده هم که نانجیبن همین خونه ... همین کوچه ... خیابون ویا تندیس دار توی میدون همه جزئی از این عشق سه رنگه آره ایران همینجوری قشنگه سیاوش ... رستم و ضحاک و اکوان نبرد و سوگ وعیش و جشن باران کجا تلفیق خوب و بد عجیبه نمودار کج ممتد عجیبه همین قصه ... همین غصه ... همین آه همین شبهای تلخ و سرد بی ماه همین طفلای زرد پابرهنه و یا اون که براشون عیش رهنه همه جزئی از این عشق سه رنگه آره ایران همین جوری قشنگه ...
* * *
دلتنگی دل من گریه نکن ، دیگه هیچوفت نمیاد نه تو رو نه قلبتو دیگه هیچوقت نمیخواد ساده ، باور نداری که تو رو دوست نداره توی گلدونش نیگا ، یه گل تازه نداره هرجا که دوس داری قصه اون جوری که نیس دل من گریه نکن ، عاشقی زوری که نیس تو دو راهی تو نخواه که بمونه اون اسیر حق انتخابشو دل من ، ازش نگیر چی کشیدی می دونم دیگه گفتن نداره خیلی تلخه که یکی ، عاشقش کم بیاره فکر نکن یادش میره قصه ی سادگیتو این همه صداقت و عمق دلدادگیتو مطمئن باش که یکی ، اونو گرفتار میکنه میشکنه غرورشو ، قصتو تکرار می کنه دل من گریه نکن ، اینه رسم زمونه آخر هر قصه ای ، بی وفا پشیمونه... مهران ( مجموعه ی این ترانه ها فروشی نیست - نشر ساروصدا ) + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
1:25 |
من از اندوه ماهی قرمز رنگ می ترسم
از این دیوارهای شیشه ای تنگ می ترسم خودم را هر زمانی در کف آیینه می ریزم از آن تصویر بی احساس گیج و منگ می ترسم چرا ! دلواپس گنجشکهای خانه ام هستم ولی از گربه های شوم بد آهنگ می ترسم تمام زندگی ام بند یک فوت است می دانم صدایم در نمی آید که من از ننگ می ترسم تو با پروانه ها هر قدر می خواهی مدارا کن من از سرخورده های ماهی دلتنگ می ترسم ... + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
0:59 |
من و این کوچه ی بن بس
حال و روزمون خرابه زیر پنجره نشستیم ولی چشمای تو خوابه حالا یک ماه تمومه میدونم دوسم نداری میدونم میمیرم اینجا تو به روتم نمیاری * همه ی درا رو بستی بذار این پنجره وا شه تو که دنیامونو بردی بذار این پنجره باشه * من و این کوچه ی بن بس دل به این پنجره بستیم میدونم بیخوده اما چش به راه تو نشستیم * چی دیدی شاید یه روزی لب این پنجره واشه آخ غریبه !!! تو رو جونت بذار این پنجره باشه + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
0:49 |
دو سایه - چون دو عقربه روی دوازده -
از هم جدا شدند - سوی یک و یازده - آن دو قرار بود که هر وقت می نواخت آونگ پیر و خسته ی ساعت نواز . ده ... هر یک نظر کنند به ماه و دو بوسه بود آن لحظه هست و نیست آنها و راز ده . یک شب - شبی که شوم ترین بود - ناگهان وقتی نواخت ساعت بی وقت باز . ده یک تکه ابر صورت مهتاب را ... و مرد آن سایه ای که رفت شبی سوی یازده . * * * فردای هرگز - آن که ـ آن سایه هرچه رفت هرگز نمی رسید به مرز دوازده . آرام رفت و از نفس افتاد روی پنج . - یعنی محال بود چه رفتن چه باز ... - + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
0:38 |
* قسمت کوتاهی از نامه :
با سلام و درود فراوان خدمت استاد محمد رضا جعفری ( سارو ) افتخار مازندران و ایران . راستش با خواندن مصاحبه شما در روزنامه پیک سبز به جهت گردآوری خوانندگان گمنام مرا واداشت تا تعدادی از آثار ناقابل خود را که کنسرت آن را اجرا نموده ام برایتان ارسال کنم . در صورت امکان منتظر نظرات . پیشنهادات و مساعدت شما می باشم ...
* متن جواب نامه : عزیز غریب آشنا آقای فریبرز شیخ حسنی از تنکابن نامه شما بدستمان رسید . بر حسب وظیفه آن را به سارو دادیم و ایشان هم پیگیری درخواست شما را در اولویت کار حقیر قرار دادند مطمئن باشید کهدر حد امکان در خدمت شما و دیگر هنرمندان استان خواهیم بود ... دوستدار شما : آدم برفی + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
0:21 |
- وارش بدلیل نبود بودجه برگزار نمی شود ...( خاک تو سر این مسئولین بی لیاقت استانی )
" مهران " - انیمیشن چوپان دروغ نمیگه در دست ساخته ... " مریم " - افشین رشیدی با یه نمایش خفن داره میاد . "علیرضا " - حسین باغبان حسنک کجایی رو دیگه نخ نما کرد ... استاد به روز شو ! " معصومه " - برای استاد حسین کلامی آرزوی سلامتی داریم ... مسئولین استان کمی شعور داشته باشن و بیشتر جویای احوال این استاد پیشکسوت تئاتر باشن . " مهران " - محسن طاهر . شاعر خوب سالهای نه چندان دور دوباره آفتابی شد . " اشکان "
منتظر خبرهای شما هستیم ... + نوشته شده توسط مهران سجودیان در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت
0:9 |
|
|