صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا
به پیش زخم عمیق دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم؟؟گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم بخود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جزاین دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هرچند...که تا منزل تو فاصله ای نیست
از دست عزیزان چه بگویم؟؟گله ای نیست!!

