سلام سارا جان
اون جا اگه چیزی نمیگم بخاطر حضور اون همه استادو کارشناس ومنتقد بزرگه که از نیچه گرفته تا کر یس د برگ تا شاملو تا..... رو به شاگردی هم قبول ندارن و
من هم حوصله جنگ!!
اما هر شعر برای شاعر یه کشف شهود تازه س . (یادم بنداز بیشتر در موردش حرف بزنیم...)
از دیدگاه من شعر موفق شعریه که در اولین گام حس همزاد پنداری رو در مخاطب کاملا بوجود بیاره
در عین شناور بودن بین واقیت وخیال دارای یه منطق قابل لمس بین این دو (لااقل تو جهان همون اثر) باشه
نقاشی کلمات که متاسفانه امروزه ملاک فخر فروشی خیلی از دوستان!!! شده تنها بخش کوچکی از المان های یه شعر موندگاره . یه نگاه که به غزل روزانه!!! یا شعرهایی که با برچسب نو یا سپید بیرون میاد میندازیم : از تلاش شاعر برای نقاشی کلمه ها که بگذریم با یک اثر کاملا معمولی رو برو میشیم
سوال فلسفی!!!!!
؟برای جهانی شدن خیلی مضحک نیست که مثل خیلی از ابر شاعران کشف نشده مجبور باشیم از پاریس ... سن خوزه...کوبا... دیر یاسین .. لیبی.. اسم ببریم در حالی که بزرگ ترین جغرا فیایی که لمس کردیم امامزاده عباس تا اول تهران پارس بوده باشه؟؟!! ودر همین محیط خودمون زشتی و زیبایی های جهانی رو نتونیم لمس کنیم!؟!
یا تهوع آور نیست که برای اینکه بگیم داریم تنه به تنه’ شاعران بزرگ دنیا میزنیم
از درد..زجر..ومصائب مردممون بگذریم و از مرد خسته کوبا یی و زن روسبی تبتی و از سنگ و صفورای فلسطینی حرف بزنیم؟؟
بیچاره پیاز!!!!
سارای عزیز
شما
فکر میکنی چند درصد از اساتیدی که از این شعر مثل چماق که نه !مثه گاز اشک آور برای نقد های کارشناس شون ازش استفاده میکنن اون رو خوندن!!! حفظن؟؟ یا در همون لحظه حاظر به مناظره در مورد اون هستن؟؟؟؟
ملاک موندگاری شعر این نیست که با قواید انقلاب ادبی فرانسه و دیدگاه فلاسفه قدیم یونان و جدید آلمان همخونی داشته باشه.....(ادامه دارد؟؟؟؟!)
