تبليغاتX
کمی دور از تصور
سلام

گفته بودم اگه قرار باشه نباشی خودمو میکشم. یادته؟؟؟

اما نه مثه صادق هدایت

   نه مثه دختر همسایه مون

مثه یک نهنگ میخوام به گل بشینم .

 بشین و مثه اون صبح زود که خبر مردن مادر محمد رو اس ام اس

کردی .....نه !!

به زندگیت برس

*********************

چه تلخه! مریم قصصه یه آماره غلط داره

روی نت های این آواز  غزل بوسه نمیکاره

*

گل آفتاب گردونم!چقد ابری!!.پریشونی!

یه دیوار سرپایی ولی....داغون داغونی!

*

یه چتر روسر  بارون ...یه سقف  آشنا  بودی

بگو چی شد کم آوردی؟بگو چی شد که ویرونی

*

توچشماتو نبستی وعجیبه که نمیبینی!!!

عجیبه روتن داغت نشسته برف سنگینی!

**  **

چه تفسیری بجز گریه   برای آیه ی چشمت؟؟؟؟

چه تاویلی بجز حسرت واسه این عشق نفرینی؟

** ** **

عروسک باز دلتنگم هبوط هر شبه تاکی؟؟

لبت خاموشه و سرده نگفتن های پی در پی

ترانه از تو پرپر شد   ـ مدار هرچی آوازه! ـ

بیاو عطف سهمی شو سقوط هرشبه تاکی؟؟

**  **

ببین پایان این قصصه چقد خونابه میباره

دوباره مریم قصصه یه آمار غلط داره

نباید اینکه پروانه نگاهش عنکبوتی شه

درست وقتی توی تاره ...حقیقت روش آواره......

+ نوشته شده توسط مهران سجودیان در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 19:40 |
اول:

سلام

دوم:

غیبت صغرایی بود که کاش تموم شده باشه

سوم:

"شعرعلوی" که تموم شدتوو برزخی بودم که نه شد ونه تونستم نقدی که میباید رو همون موقع بزنم تووبالگ..موندو....بیات شد.کاش شما هم بعضی از آثار انتخاب نشده رو با بعضی از آثار برگذیده مقایسه نکنین تا مثه من هروقت به جشنواره سراسری ! فکر میکنین دچاره تهوع نشین

از برگزار کنندگان این نمایش که اقبالا  اکثر غریبه نیستن دیگه هیچ انتظاری نمیره.

چهارم:

"اشک انار" که تموم شد تازه از بیمارستان ترخیص شده بودم ـ همینجا  جاداره از تموم دوستایی که تو اون مدت اصلا سراغی ازم نگرفتن صمیمانه تشکر کنم ـ بعضی وقتا همینطور الکی فکر میکنم  با این شرائط اصلا نیازی به دشمن ندارم

پنجم:

میای بیخبر از همه جاو... میبینی حسین مومنی(حفظ الله خیرا)دیگه تو ۵شنبه های حوزه....

از خیلی از مسائل مثه:

نقد شخصی خودم به عنوان کسی که از سال ۷۴ تابه امروز به ۵شنبه های حوزه دچاره به عنوان یه دوست از عملکرد حسین

یا نظر خود جناب مومنی نسبت به این تغییر و تحول

یا دلائل مدیران حوزه(که انشاالله سیاسی امنیتی نیست!)ویا نقاط قوت و ضعف نفر چدید ......که بگذریم

یه  چند تا علامت سوال خیلی بزرگ جلو چشم بچه های قدیمی حوزه داره راه میره:

حوزه همون حوزست مدیراش فقط عوض میشن؟؟؟

آقایون مدیر فراموش کردین حسین در شرایطی ریسک کرد و انجمنی رو تحویل گرفت که بعد از دوران طلایی آقای حسینی ۷۴(هرکجا هست خدایا...)و دوران ناستالوژیک ایرج قنبری(ایضاله)سیر نزولی وحشتناکی رو طی میکرد؟؟

فراموش کردین زمانی رو که رجب بذر افشان و دارو دسته ش داشتن اچ ای وی  پستمدرن رو به عوامانه ترین نوع  ممکن توی خون شعر رو به احتضار ساری تزریق میکردن حسین با تموم قوت و ضعفش وایستادو شما تونستین همه چی رو به مدیریت خودتون نسبت بدین؟؟؟

این مدل خدا حافظی ها رو فقط و فقط  باید تو مدیریت ایرانی دنبالش گشت!!!

شیشم

سارو توهم قشنگی که..بود؟؟ که...هست؟؟

وقتی از آلمان اومد وبه ترانه ساری معرفی شد٫ کلی ایده قشنگ و آرزوهای بزرگ داشت!! توفکر یه تحول ویه انقلاب بزرگ بود

بخاطر همون نگاه و معصومیت اندیشه هاش هنوز دوسش داریم اما.....(تو پست بعدی بیشتر مینویسم)

هفتم:

این ۲تا کارو هم تقدیم میکنم به کسی که منو با من آشتی دادو با تموم شکستگی هام پذیرفت:

 

+ نوشته شده توسط مهران سجودیان در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 13:21 |
(passe)وبلاگمو داری ..من دیگه غصه ندارم

میتونم واسه همیشه سرمو  زمین   بذارم

چترتو رو سر شعرم واکن ای ناجی من" تو"

توو هجومو هجمه شب واسه دفترم سپر شو

رخوت  این دم  آخر نذر  بیتهای  شهیدم

نه!! ورق  نزن نگاتو خودمو اون تو  ندیدم

بذار این  پاهای تابلو تو  تن جاده  بمیره

 یه  فلک  زده یه وقتی رد  پاهامو نگیره

چه سیاهی عزیزی منو دعوت به خودش کرد

یه قدم مونده یه لبخند با نگات نگو که برگرد

نازنین کلاغ قصه داره میرسه  به لونه ش

گرچه سردهو سیاهه  آخرین  اتاق خونش

 

+ نوشته شده توسط مهران سجودیان در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 21:1 |